لئونارد کوهن اینبار در قامت یک شاعر تمامعیار با «کتاب اشتیاق» به کتابفروشیها میآيد.
«کتاب اشتیاق» مجموعهای است از بهترین شعرهای لئونارد کوهن که با ترجمهی «احسان مهتدی» و ویرایش «احمد پوری» بهزودی در مجموعهی «شعر جهان» نشرچشمه منتشر میشود.
هر چند بیشتر شهرت او به عالم موسیقی بازمیگردد، اما کوهن یکی از رماننویسان و شاعران مطرح این سالها در دنیای ادبیات انگلیسیزبان است.
شعرهای کوهن در این مجموعه در ۵ فصل آمده است: «کتاب اشتیاق»، «جاادویهای زمین»، «گلهایی برای هیتلر»، «قوای بردگان» و «شعرهایی پراکنده؛ گزیدهای از سایر آثار». همچنین مترجم در این کتاب یک پیشگفتار و یک پسگفتار هم آورده است.
احسان مهتدی در پیشگفتار «کتاب اشتیاق» آورده است: «گزینش حاضر جدای "کتاب اشتیاق" (که بدنهی اصلی اثر را شکل میبخشد، و حفظ عنوان نیز از همین جا آب میخورد) شامل شعرهایی است برگزیده از دومین، سومین و ششمین کتاب شعر کوهن، «جاادویهای زمین» (۱۹۶۱)، «گلهایی برای هیتلر» (۱۹۶۴)، «قوای بردگان» (۱۹۷۲) و همچنین شعرهایی که بهطور پراکنده از ساير آثار وي تحت عنوان «شعرهای پراکنده» در انتهاي اين گزينش گرد هم آمده است. در این سه کتاب نیز چنانکه در «کتاب اشتیاق» شعرها ضمن رعایت ترتیب اصلیشان گزینش شدهاند.»
مجموعه آثار کوهن بر سه نسل در سراسر جهان تأثیر گذاشت، چندی پیش برندهی جایزهی «پرنس آستوریاس» اسپانیا شد. هیئت داوران این جایزه که از مهمترین جوایز ادبی کشور اسپانیاست، دربارهی کوهن گفتند: «این شاعر و خوانندهی 77سالهی کانادایی تصویری آفریده که در آن شعر و موسیقی درهم آمیختهاند و به چیز گرانبهای تغییرناپذیری بدل شدهاند.»
در کنار شعرهای ماندگارش، رمانهای او هم هر یک بهتنهایی میتوانند برای کارنامهی یک ادیب قابل اعتنا باشد، «بازی محبوب» در سال 1963 و «پاکباختگان زیبا» در سال 1966، شهرت او را در میانهي دههي ۶۰ چنان مستحکم نمود که تا سالها هر دو کتابش در لیست پرفروشترینهای امریکا و کانادا باقی ماندند. در این زمان حتا اشعاری هم که کوهن از سنین نوجوانی سروده بود، توجه عدهي بسیاری را به خود جلب کرد. جالب اينکه کوهن خودش را شاعر نميداند. او در اينباره میگوید: «من هرگز خودم را شاعر معرفي نکردهام و مايل نيستم کسي اين کار را بکند. صادقانه بگويم بهنظر من کلمهي شعر کلمهای ساختگی است که عدهای منتقد در طول تاریخ به نوعی از نویسندگی اطلاق کردهاند. پس اگر خودت را شاعر بدانی وارد منطقهي خطر شدهای، این کلمهای است که دیگران میتوانند در مورد نوشتههای تو به کار ببرند و مسئولیتش را نیز بر عهده بگیرند.»
در چاپهای متعدد «کتاب اشتیاق» منتقدان بسیاری به ستایش این اثر پرداختند:
«سانفرانسیسکو کرونیکال»: «اعجاب صدای این مرد اینبار در تکتک شعرهای این کتاب موج میزند.»
«سیلوی سیمونز»، روزنامهنگار و منتقد: «"کتاب اشتیاق" جانمایهی همهی آن چیزی است که سالهای سال در صدای او پیدایش میکردیم. شعرهای او برای خواندن در خلوت و سکوت است.»
شعر «رسالت» لئونارد کوهن از «کتاب اشتیاق» با ترجمهی «احسان مهتدی» و ویرایش «احمد پوری»:
کارم را کار کردهام
خوابم را خوابيدهام
مرگم را مردهام
و حالا ديگر میتوانم بروم
ترک کنم چيزی را که ضروریست
و ترك کنم چيزی را كه سرشارست
ضروری در دل
و ضروری در مخمصه
دلدار من، من مال تو هستم
همانطور كه هميشه بودهام
از مغزِ استخوان تا به منفذها
از اشتياق تا پوست
حالا كه ديگر مأموريتم
به پايان رسيده است:
دعا كن بخشيده شده باشم
بابتِ عمری که گذراندم
تني كه تعقيب كردم
او هم در تعقيب من بود
اشتياق من مكانیست
و مرگم سفریست دريايی.