۱۳۹۰/۱۰/۱۴
«شکار کبک» منتشر شد
«شکار کبک» اولین رمان «رضا زنگیآبادی» از سوی نشرچشمه منتشر شد.
قبل از این رمان دو مجموعهداستان از زنگیآبادی منتشر شده بود با نامهای «سمتی دیگر» و «گاهی گرازها». «شکار کبک» سومین اثر زنگیآبادی از چند جهت رمانی قابل تأمل و ممتاز است.
قصهي رمان در کرمان اتفاق میافتد، در روستا و شهر و گاهی هم حاشیهي شهر و روستا. رمان دربارهي شخصیت منحصربهفردی به نام «قدرت» است که کمکم تبدیل به یک جانور بالقوه میشود. جانوری که نمیدانی باید برایش دل بسوزانی یا باید ازش متنفر باشی. «قدرت» تنها یک شخصیت منحصربهفرد نیست، بلکه «قدرت» به معنای واقعی آن، با روایتی غیرمستقیم و هوشمندانه، در لایههای زیرین رمان مطرح است.
نویسنده کمکم و نمنم روند شکلگیری یک جانی را شرح میدهد و خواننده در صفحات کتاب قدرت را میبیند که چگونه به دیوخویی عقدهای و دشمن اجتماع تبدیل میشود. قدرت، شخصیت اصلی داستان، انسانی مطرود است که جامعه و البته خانوادهاش او را طرد کردهاند و تنها رابطهای که بین او و جامعه وجود دارد، رابطهای است که او را بیشتر و بیشتر تحقیر میکند. قدرت اما در مقابل این تحقیر، قصد میکند قدرتش را به هر آنکه شکار میکند تحمیل کند و از این کار به خلسه میرود. شکارهای او معمولاً از ضعیفترین افراد جامعه هستند، یکی پیرزنی است ازنفسافتاده، یکی زنی تنفروش است و...
رضا زنگیآبادی دربارهی اولین رمانش گفت: «اين کتاب نخستین رمان من است که با فضای شهری آن را نوشتهام و نزدیک به 9 سال از وقت مرا به خود اختصاص داد. نوشتن این رمان را بعد از انتشار دومین مجموعه داستانم با نام "گاه گرازها" آغاز کردم.»
زنگیآبادی فضای رخدادهای این رمان را معلق میان فضای روستایی و شهری دانست و اضافه کرد: «داستان این رمان به زندگی یک قاتل زنجیرهای بازمیگردد و در واقع توضیح میدهد که این فرد در یک محیط زندگی ساده چگونه چنین شخصیتی را به خود میگیرد.»