نشر چشمه > سخن روز > یک ضرورت تاریخی
 ۱۳۹۰/۰۶/۱۹ 
یک ضرورت تاریخی حسن کیائیان
 


گذر فرهنگی کریم‌خان زند تهران مولود یک ضرورت تاریخی است.

 

این ضرورت تاریخی گسترش شهر تهران بود که راسته‌ی کتابفروشی‌‌ها را ابتدا از بازار تهران به ناصرخسرو و سپس شاه‌آباد و مقابل دانشگاه تهران و در یکی دو دهه‌ی اخیر به خیابان کریم‌خان منتقل کرد. با این تفاوت که در دوره‌های قبل به دلایل فراوان راسته‌های پیشین، حتی از دور، دیده می‌شدند ولی متأسفانه گذر فرهنگی کریم‌خان در گردوغبار ناشی از سم اسبان تلویزیون، ماهواره و اینترنت، که چهارنعل می‌تازند، گم شده و برخی همشهریان آن را، حتی از نزدیک هم، نمی‌بینند.

 

واقعیت این است که روزبه‌روز از میزان نیاز مردم به کتاب در کشور ما کاسته می‌شود که خود داستان دیگری دارد، این امر در مصافِ با حریفان قدری که نام بردم و نیز حواشی ریزودرشتی که به کتاب متصل شده‌اند عرصه را بر این گذر و گذرهای دیگر تنگ و تنگ‌تر کرده است.

 

تعطیلی ناخواسته‌ و غم‌انگیز کتابفروشی قدیمی و استخوان‌دار نشرآبی، تعطیلی خودخواسته ولی دردناک کتابفروشی‌های نشرنی و انتشارات پارت، زنگ خطری بود که در سال گذشته در این راسته به صدا درآمد. دیگر کتابفروشی‌ها و مراکز فرهنگی گذر هم هر چند وقت یک‌بار صدای نفس‌های هیولای تعطیلی را در چند قدمی خود می‌شنیدند / می‌شنوند و تنها مِهر کتاب و دلبستگی به این شغل بود / هست که همچنان آنان را سرپا نگه داشته است.

 

خواسته‌ی کتابفروشی‌ها، دفاتر انتشاراتی، مراکز فروش محصولات موسیقیایی و دیگر اصحاب فرهنگ در گذر فرهنگی تهران «گفت» دیده شدن است، توسط همشهریانی که وقتی به این خیابان می‌رسند ـ شاید ـ از سرعت اتوموبیل خود بکاهند و از آن بیشتر، اگر شد سالی، ماهی ـ‌ لااقل ـ طول پیاده‌روهای این گذر فرهنگی را طی کنند و نیم‌نگاهی هم به ویترین این فروشگاه‌ها و کتابفروشی‌ها بیاندازند!

 

می‌بینید خواسته چقدر کوچک و در عمل شدنی است؟

 

 

حسن کیائیان

۱۳۹۰/۶/۱۶

نظرات شما:
 
۱
شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۷:۰۴ وحید فرازان درود...باور کنید همان سالی ماهی یکبار که به آن راسته می آیم آنچنان آلودگی آن خیابان شلوغ و وحشتناک کریم خان و آلودگی صوتی آن زیاد است که هر عاشق کتاب و کتابفروشی را پشیمان میکند از آمدن... ای کاش خیابانی در تهران بود که نه از ماشین خبری بود نه قارقار وحشتناک موتور و همه اش کتابفروشی بود و کتابفروشی... آرزویی به گور بردنی است البته میدانم :-)
۲
شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۸:۱۴ فرشته مولوی آقای کیائیان با درود من گرچه در تهران نیستم خبرهای کتاب را پی می گیرم و از کارهای نشر چشمه هم بی خبر نیستم. خوشحالم که بالاخره چند کتابفروشی پیدا شده اند که جدی می خواهند دست به کار شوند و از شیوه های نو در بازاریابی برای کتاب بهره بگیرند. سوای همه ی نابسامانی های نشر و کتاب به گمانم یکی از گرفتاری ها این است که کتابفروشی در ایران همچنان گیر همان روش های قدیمی است که دیگر کار نمی کند. در این میان همت نشر چشمه برای آزمودن راه های نو جای شکر دارد و برایتان آرزوی بهروزی و پایداری دارم
۳
یکشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۰ - ۰۲:۳۱ حمید تعداد کتاب فروشی های فعال در ایران نسبت به ناشران خیلی کم است، حال غم تعطیلی این تعداد اندک را را هم باید به دوش بکشیم. با حال و روز کتاب فروشی های پایتخت از وضعیت شهرستان ها هم حرف نزنیم بهتر است.....
۴
دوشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۰ - ۲۰:۵۸ حسن وفایی راستش من به کتابفروشی های زیادی سر زدم از شهر کتاب مرکزی گرفته تا کتابفروشی های کریم خان. اما نمی دونم چرا حس نوستالژیکی خاصی به خ انقلاب دارم. وقتی می روم خ دانشکاه در کتابفروشی نیلوفر تمام غصه ها یادم می رود. همینطور انتشارات خوارزمی. جا دارد یادی شود از کتابفروشی زمینه که مال کریم امامی بزرگ بود.به هر حال از حسن کیاءیان عزیز هم به خاطر مطلب تکراری و به جایش بی کران ممنون.
۵
چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۰ - ۲۰:۴۱ پرستو سادات نیازمند من از امروز از کرج اومدم کریمخان که تواین گذر فرهنگی شرکت کنم.ولی از گذر که خبری نبود.مثل همیشه کتاب فروشی ها به کار خود مشغول بودند.در هر صورت خوشحالم که تونستم بیام کتابفروشی چشمه و از محیط اونجا لذت کافی رو ببرم.
۶
پنج شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۶:۰۱ homa باسلام .برای ما شهرستانی هایی که خبرهای کتاب را دنبال می کنیم تسهیلات فراهم شده از سوی شما مایه ی دلگرمی است ازاین بابت سپاسگزاریم.البته وضعیت پریشان کتابخوانی در جامعه ی مادرد مشترکی است که همه ی متولیان فرهنگ از آن رنج می برنددر هرحال برایتان آرزوی توفیق داریم.
۷
:نام
:ایمیل
:وب سایت   نظر شما