۱۳۹۰/۰۲/۳۱
در بیتکیهگاهی فرهنگ
حسن کیائیان
آنچه که در قرون وسطی در اروپا میگذشت، سلطهی بیچون و چرای سیاست و مسیحیت بود بر فرهنگ که نمونههایی از این سلطه را میتوان در کتاب کالون و کالونیسم دید. آنجایی که سخن از بازرسی کتابهای کتابخانههای سوییس است از سوی بازرسان حکومتی که میدیدند آیا کتابها مهر کلیسا را دارند یا خیر؟
به هرحال آن سالها و آن قرون گذشت و کار در همان اروپا بهجایی رسید که در اواسط قرن بیستم نویسندهی صاحبنامی به نام آندره مالرو به وزارت فرهنگ فرانسه منصوب شد. کشوری که پایتخت آنرا میشد پایتخت فرهنگیـادبی جهان دانست. امروزه در این کشورها استقلال ـ جدایی ـ فرهنگ از سیاست یک امر پذیرفتهشده و بدیهی بهشمار میرود؛ آنچنان که کمترین خدشهای به این امر مورد شدیدترین اعتراضات مردمی قرار میگیرد.
این داستان اما در جوامع پیرامونی به گونهای دیگر پیش رفت و نهتنها به دلایل متعدد تاریخی حاصلی چونان کشورهای پیشرفته نداشت بلکه در عمل بسته به نوع حکومتهایی که در این ممالک سر کارند، این نگاه و سلطهی سیاست بر فرهنگ با درجات مختلف همچنان ادامه دارد.
در این کشورها به دلیل نبودِ احزاب شناسنامهدار سیاسی، تمایلات و منشهای سیاسی اهل قلم خواسته و ناخواسته به غلط رنگوروی کنش سیاسی گرفته و درحقیقت منظری بهغیر از آنچه که باید مییابد. منش سیاسی جزء لاینفک شخصیت انسانهاست که در طول دهههای عمر هر کسی شکل گرفته و در ذهن او رسوب میکند. از کشاورز دورافتادهترین مناطق تا شهروند بهترین نقاط پایتخت هر کشوری بهنوعی نیم یا تمامنگاهی به مسایل و رخدادهای سیاسی محیط بر فضای کشورشان دارند.
البته که یک نویسنده یا شاعر و یا هر صاحبقلم دیگری جدای از این حس و حال نمیتواند باشد و دیده شده که در برخی از موارد این صاحبقلم همراه با تنشهای سیاسی دور و بر خود به سمت و سوی فعالیتهای گروهی رانده شده و یا میشود. امری که در نهایت بهانه به دست سیاستمداران حاکم بر این کشورها میدهد تا با هدف ممانعت از پیوستن دیگر اصحاب فرهنگ و هنر به احزاب یا گروههای سیاسی، با وضع قوانین و آییننامههای گوناگون در نظر و در عمل کوشندگان در حوزههای فرهنگیـادبی این ممالک را با موانعی جدی و تضییقات فراوان در عرضهی فرآوردههای فرهنگی مواجه کنند. این تنها مشکل امروز این یا آن جوامع پیرامونی نیست و از بعد از اختراع ماشین چاپ و بالطبع تولید انبوه کتاب، انتشار روزنامهها، پیدایش رادیو و تلویزیون، رواج کار سینما و تئاتر و خلاصه توجه مردم به دیگر هنرها، این بازدارندگیهای فرهنگی ابعاد گستردهتری یافته است.
در کتاب قیام دکابریستها ـ به ترجمهی تفرشیان ـ که گروهی دهقانی بودند و در اوایل قرن نوزدهم میلادی با همکاری تنیچند از افسران ارتش تزاری علیه آن حکومت دست به شورش زدند، نکتهای آمده است که بیارتباط با بحث ما نیست. پس از شکست خیزش دکابریستها و دستگیری این دهقانها و افسران همدستشان؛ پوشکین، شاعر بزرگ روس، متوجهی یکی از دوستان افسر خود شد که دستگیر شده و بهسوی زندان هدایت میشد. پوشکین با اعتراض به دوستش گفت که چرا او را در جریان نقشه و برنامهی خیزش خود قرار ندادند تا با آنها همراهی کند. افسر دوست پوشکین در پاسخ به او میگوید که دلیل این کار برای آنها این بود که گمان میبردند پوشکین بهعنوان شاعر ملی روس با قلم خود کاری میکند که بهمراتب مهمتر و تاثیرگذارتر از کار آنهاست و نمیخواستند با کشاندن او به جرگهی خود توان مبارزاتی او را جهت دیگری داده و مردم را از چنین چهرهی موثری محروم کنند ـ نقل به مفهوم.
به هرحال حکومتهای مستقر در جهان سوم به بهانهی حضور تکوتوکی شخصیت فرهنگیـادبی در میان گروههای سیاسی همواره به خود این حق را میدهند که تمامی آنها و آثارشان را زیر ذرهبین نگاه خود نگهدارند. نظارت مستمر بر آثار فرهنگی بخشی از همین سیاست و در همین راستاست.
این نگاه و این نوع سیاست ممکن بود در مقاطعی و تا حدودی به سود صاحبان قدرت عمل کند؛ ولی در دهههای اخیر این رفتار نهتنها پرهزینهتر از قبل شده بلکه با توجه به تنوع رسانههای موجود در جهان، در دسترس بودن آنها و گسترششان به دورافتادهترین کشورهای درحال رشد و عقبمانده ـ حتما ـ دیگر کمترین سودی برای این حکومتها ندارد.
رخدادهای چندماههی اخیر در کشورهای عربی منطقهی خاورمیانه نشان میدهد که آگاهی از طرق مختلف میتواند در میان مردم این قبیل کشورها و حتی مناطقی مانند یمن و لیبی نیز رسوخ کرده و آنان را با حقوقشان آشنا و موجبات بیداری و تحرک جمعیتهای میلیونی را فراهم آورد.
اصرار بر مهندسی فرهنگی و ادامهی سلطهی سیاست بر فرهنگ و کنترل شدید تولیدات فرهنگیـهنری، سوای هزینههای مادی و معنوی بیشماری که برای سیاستمداران حاکم در این کشورها دارد، بزرگترین زیان آن ـ بهخصوص در حوزهی کتاب ـ این است که دست و پای آنرا در رقابت با دیگر رسانهها میبندد. بهطوری که با پایان این رقابت بیحاصل و واگذاری نتیجه، به دلیل تاثیر منفی که بر اذهان عمومی جامعه میگذارد، موجبات حذف کتاب را از سبد خرید خانوارها فراهم میکند؛ امری که بازگشتناپذیر بهنظر میآید.
نگاهی گذرا به تیراژ واقعی کتابها در جوامع پیرامونی و مقایسهی آن با تیراژ کتابها در ممالک غربی و پیشرفته به روشنی تاییدی بر این مدعاست.
۹ اردیبهشت ۱۳۹۰
* این متن در ماهنامهی نسیم بیداری ـ شمارهی ۱۶، اردیبهشت ۱۳۹۰ ـ منتشر شده است.