پریناز هاشمی: نوشتن هميشه بوده و هست، زندان هميشه بوده و هست و هركدام از اين مضامين به خودی خود رازآلودند و كنجكاوی برانگيز. برای من اين دو تركيب شدند، و در راهروها و سلولهای زندان مواجه شدم با كلی نوشته. زندانی كه زمانی قصر بود ، بعد زندان شد و بعد هم خراب شد. ديوارنوشتههای زندان قصر مجموعهای است از راه رفتنهای من در اين زندان و محبوس شدن بين خاطرات، درددلها، گلايهها، خندهها، گريهها و خواستههايی كه گاه چنان كوچک شده بودند كه راه رفتن را فراموش میكردم. واپسين كلام دربارهی جهان هنوز گفته نشده، ولی بعضی از اين نوشتهها واپسين كلام فردی بودند كه شايد فردا را نديد. كتاب «ديوار نوشتههای زندان قصر» تركيبی است از نوشتهها، عكسها و نقاشیهای روی ديوارهای اين زندان، پيش از آنكه خراب شود. راه رفتن در زندان و خواندن اين نوشتهها هر شخصی را به فكر فرو میبرد كه در بين اين ديوارها كه حد فاصل زندگی رايج بيرون هستند، چه اتفاقاتی افتاده است و اين يادگارهای باقی مانده، بيان كنندهی چه حسی از چه شخصی بودهاند و روزها اين فكر با من بود كه اين نوشتهها با خرابی زندان آزاد میشوند يا میميرند؟ به هر حال زندان قصر خراب شد و توقف كوتاه من در بين ديوارها آن تبديل شد به كتاب ديوارنوشتههای زندان قصر.